دلم برای دخترانههای وجودم تنگ شده. برای شیطنتهای بی وقفه بیخیالیهای هر روزه، ناز و کرشمههای من و آینه،خندههای بلند و بیدلیل، برای آن احساسات مهار نشدنیحالا اما، دخترک حساس و نازک نارنجی درونم چه بیهوا این همه بزرگ شدهچه قدی کشیده طاقتم، ضرباهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند. چه شیشهای بودم روزی، حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهمبه سنگ شدن میاندیشم، اینگونه اطمینانش بیشتر است. جای بستنی یخیهای دوران کودکیام را قهوههای تلخ و پر سکوت امروز منبع
درباره این سایت